تبلیغات
شبکه ملی رسانه ها وارتباطات ایران - سرزمین هایی با مرزهای شیشه ای (نقدی بر امپریالیسم رسانه ای)
   

 وبلاگ من ...

 3 وبلاگ من

 3 ایمیل من

 

وضعیت یا هو

 

[YahooOnline(1z4)]

 

 

لینکستان

 

 3 http://mahmoodspace.blogfa.com

 

 3 hajili.com

 

 3 کمیسیون علمی آموزشی

 

 3 نمایندگی شبکه در خراسان

 

 3 نشریه الکترونیکی موج

 

 3 شبکه مجازی سازمان های غیردولتی ایرانی

 

 3 پرتال فناوری اطلاعات

 

 3 جامعه اطلاعاتی ایران

 

 3 فناوری اطلاعات و ارتباطات

 

لینکدونی

 

آرشیو لینكدونی

 

جستجو

  

جستجو در بلاگ

 

آمار وبلاگ

 

بازدیدهای امروز : [cb:stat_today_view]

بازدید های دیروز : [cb:stat_yesterday_view]

كل مطالب : [cb:stat_total_post]

كل نظرها :

كل بازدید ها : [cb:stat_total_view]

 

.........................................

 

 

  <سرزمین هایی با مرزهای شیشه ای (نقدی بر امپریالیسم رسانه ای)

 

سرزمین هایی با مرزهای شیشه ای (نقدی بر امپریالیسم رسانه ای)

پژوهشگر: مهدی علیخانی 

چکیده: امروز به صراحت می توان گفت: تقریبا همه شبکه های تلویزیونی _ ماهواره ای و کابلی امریکا که در خارج از خاک امریکا نیز مخاطبین بسیاری دارند را یکی از شش غول رسانه ای اداره می کنند، باور کردن این موضوع مشکل است که همه اخبار و اطلاعات و برنامه های سرگرمی مردم امریکا و قشر عظیمی از مردم جهان تنها از طریق این رسانه های انحصاری تأمین می شود. شتاب روزافزون و سرگیجه آور رسانه ها برای فتح بازارهای تازه، به تهاجمی مدرن برای آنچه می توانیم آن را "امپریالیسم رسانه ای در مستعمراتی با مرزهای شیشه ای" بخوانیم، منتهی می شود، که حوزه نفوذ آن هر لحظه با گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطات، افزایش می یابد. در چنین کلونی هایی که مرزبندی ها ماهوی و غیر محسوس (شیشه ای) است، رسانه های مدرن بجای کشورها و دولت ها به کنترل بازار می پردازند و با تسلط بر سلیقه های مردم، می توانند جهت گیری های بازار را به سود خود تغییر دهند. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد.

سرزمین هایی با مرزهای شیشه ای (نقدی بر امپریالیسم رسانه ای)

پژوهشگر: مهدی علیخانی 

چکیده: امروز به صراحت می توان گفت: تقریبا همه شبکه های تلویزیونی _ ماهواره ای و کابلی امریکا که در خارج از خاک امریکا نیز مخاطبین بسیاری دارند را یکی از شش غول رسانه ای اداره می کنند، باور کردن این موضوع مشکل است که همه اخبار و اطلاعات و برنامه های سرگرمی مردم امریکا و قشر عظیمی از مردم جهان تنها از طریق این رسانه های انحصاری تأمین می شود. شتاب روزافزون و سرگیجه آور رسانه ها برای فتح بازارهای تازه، به تهاجمی مدرن برای آنچه می توانیم آن را "امپریالیسم رسانه ای در مستعمراتی با مرزهای شیشه ای" بخوانیم، منتهی می شود، که حوزه نفوذ آن هر لحظه با گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطات، افزایش می یابد. در چنین کلونی هایی که مرزبندی ها ماهوی و غیر محسوس (شیشه ای) است، رسانه های مدرن بجای کشورها و دولت ها به کنترل بازار می پردازند و با تسلط بر سلیقه های مردم، می توانند جهت گیری های بازار را به سود خود تغییر دهند. این مقاله به بررسی این موضوع می پردازد.

امپریالیسم رسانه ای را بی تردید باید شکل مدرنی از امپریالیسم قلمداد کرد که شاکله ها و بنیان های آن در دهه 1950، مشخصا در آلمان غربی و پشت دروازه های کمونیسم در بحبوحه جنگ سرد توسط ایالات متحده بنا شد.
امریکا با افراشتن آنتن های متعدد رادیویی و تلویزیونی در شهر برلین، در قلب میهن سرخ کمونیستی رسوخ می کرد، بدون اینکه نیازی به مداخله نظامی داشته باشد و این پیشروی تا به آنجا ادامه یافت که پس از گذشت دو دهه، در اواخر دهه هفتاد میلادی، در مسکو نیز می شد شعبه هایی از مک دونالد و مرغ کنتاکی را براحتی پیدا کرد که مشتریان در آنجا با ولع به صرف غذا همراه با نوشیدنی هایی چون کوکاکولا بودند.
نگارنده این سطور از آنجایی که براین باور است که موتور محرک و اجتناب ناپذیر امپریالیسم در یکایک دوره های تاریخی، مؤلفه های اقتصادی بوده اند و این شاخصه ها در برهه هایی با عواملی پیش برنده و تشدید کننده همچون ناسیونالیسم و نژادپرستی نیز همراه بوده، در رویارویی با اهداف امپریالیسم رسانه ای نیز نقش پارامترهای اقتصادی را تعیین کننده می پندارد.
با اندک تأملی بر نحوه اعمال سیاست های جهانی سازی در دو دهه آخر قرن ببیستم، گرایش ناگزیر کمپانی های انحصاری سرمایه داری برای یافتن بازاراهای تازه و تولید بیشتر را بخوبی می توان مشاهده کرد. گرایش هایی که مشخصا سرمایه داری و (سیاست های اقتصادی نو) به آن دامن می زنند و تلاش می کنند تا یک فرهنگ عمومی جهانی برای یکسان سازی مشتریان خود به وجود آورند.
دراین راستا به نظر می رسد تا زمانی که پشتیبانی اقتصادی اصلی این بازار جهانی توسط رسانه ها صورت می گیرد، ابزار رسانه های جهانی، بزرگ ترین منبع جلب مشتری باشند.
بنابراین شتاب روزافزون و سرگیجه آور رسانه ها برای فتح بازارهای تازه، به تهاجمی مدرن برای آنچه می توانیم آن را "امپریالیسم رسانه ای در مستعمراتی با مرزهای شیشه ای" بخوانیم، منتهی می شود، که حوزه نفوذ آن هر لحظه با گسترش تکنولوژی و علوم ارتباطات، افزایش می یابد.
در چنین کلونی هایی که مرزبندی ها ماهوی و غیر محسوس (شیشه ای) است، رسانه های مدرن بجای کشورها و دولت ها به کنترل بازار می پردازند و با تسلط بر سلیقه های مردم، می توانند جهت گیری های بازار را به سود خود تغییر دهند.
شاید برای بسیاری از مردم پذیرش این امر سخت باشد که رسانه های سلطه جو، نگرش های ما را آنچنان که بازار اقتضا می کند شکل می دهند، ولی واقعیت چنین است!


__ امپریالیسم رسانه ای در گستره جهانی

به نظر می رسد که همه انواع رسانه ها، از تلویزیون و سینما گرفته تا موسیقی و مطبوعات، تحت کنترل چند انحصار جهانی هستند.
سونی، کمپانی الکترونیک ژاپنی، مالک سی بی اس رکوردز (r (C.B.Sو کلمبیا پیکچر (C.P) شده است .
دیزنی، مالک (A.B.C) شبکه تلویزیونی و ماهواره ای سراسر امریکا است. شش کمپانی ضبط موسیقی هفتاد و پنج درصد از انحصار محصولات موسیقی در جهان را در دست دارند. هفت کمپانی عمده تولید فیلم در امریکا کنترل بیشتر تولیدات سینمایی و انحصار پخش آنها را در جهان در دست دارند.
اِی او ال American On Line _ AOL))، بزرگترین عرضه کننده خدمات و اخبار اینترنتی در امریکا است که توسط متخصصین ایرانی طراحی و راه اندازی شده و در ادغام با تایم وارنر در سال 2000 به بزرگترین شرکت رسانه ای جهان تبدیل شد.
با توجه به آنچه تاکنون تبیین شد بطور کلی تنها چند کمپانی معدود امریکایی جریان اصلی رسانه ها را در دست دارند. تا زمانی که این انحصار غیر طبیعی بر رسانه ها وجود دارد همه محصولات آنها و حتی اطلاع رسانی و اخبار آنها را باید با دیده تردید نگریست، زیرا مسلم است که هدف اولیه این کمپانی های عظیم همانطور که در ابتدا نیز ذکر شد، سلطه جویی اقتصادی است، نه اطلاع رسانی.
همچنین موسیقی و فیلم نیز برای تخدیر و سودجویی با اهداف خلاقانه هنری، تولید می شوند. (فراگیر شدن موسیقی پاپ کارخانه ای نشانه ای از این سلطه جویی است) آن گونه که صنعت فیلم امریکایی دومین محصول صادراتی این کشور پس از اسلحه به سایر کشورهاست.



__ شش خواهران امپریالیستی

پروفسور نورمن سالومن، محقق و پژوهشگر امریکایی در کتاب خود که درسال 2001 با عنوان «شما همیشه دروغ گفته اید» منتشر کرد، به بررسی شش ابر رسانه امریکایی که محصولات رسانه ای را در ایالات متحده و سایر نقاط جهان تولید و کنترل می کنند، می پردازد. این شش ابر رسانه امریکایی عبارتند از:

1) اِی او ال – تایم وارنر: این کمپانی عظیم بخش اصلی بازار فیلم، شبکه سی ان ان (CNN)، اینترنت و رسانه های چاپی را قبضه کرده و بزرگترین انحصار جهانی در زمینه رسانه ای است. این شرکت بزرگ از ترکیب غول بزرگ و جدید "امریکن آن لاین" با غول سنتی رسانه ای با نام "تایم وارنر" بوجود آمد.
امریکن آن لاین، بیشترین کاربران اینترنتی را در امریکا و کانادا پوشش می دهد و از طریق شبکه CNN، و کمپانی فیلم سازی برادران وارنر به خوبی می تواند فرهنگ و باورهای امریکایی را که در ایالات متحده به ارزش های امریکایی یا اصطلاحا (کیش امریکایی) موسوم شده اند، در سراسر جهان شایع کند.

2) وایاکام: دومین شرکت بزرگ رسانه ای امریکاست که مالک شبکه های تلویزیونی متعددی چون شبکه سراسری CBS امریکا است. از دیگر دارایی های تاثیرگذار و بزرگ این شرکت می توان به شبکه تلویزیونی (MTV) اشاره کرد که توسط ماهواره های متعدد در سراسر جهان قابل مشاهده است و بخش بزرگی از صدور ارزشهای امریکایی را در سراسر جهان بر عهده دارد.
وایاکام، در عرصه صنعت سرگرم سازی و محصولات خاص کودکان و نوجوانان پس از کمپانی دیزنی مقام دوم را در دنیا در اختیار دارد.

3) نیوز کورپوریشن: سومین شرکت رسانه ای بزرگ امریکا که علاوه بر ایالات متحده در بسیاری از کشورهای جهان از جمله انگلیس، استرالیا، کانادا، هند، هنگ کنگ، چین و ایتالیا نیز سرمایه گذاری های کلانی کرده و در هر جای دنیا صاحب شبکه های رادیویی و تلویزیونی متعددی است.
نیوز کورپوریشن یا نیوزکورپ متعلق به غول ثروتمند رسانه ای جهان (روبرت مرداک) است که متأثر از اندیشه های فوق العاده راست گرایانه (سرمایه داری امریکایی) است.
بخش بزرگی از مسؤولیت صدور ارزش های امریکایی به سایر نقاط جهان را نیز این شرکت بر عهده دارد؛ چراکه نیوز کورپوریشن به واسطه دارا بودن استودیوی بزرگ فیلم سازی کمپانی معروف (فاکس قرن بیستم) تسلط و نفوذ بسیاری بر هالیوود دارد. علاوه بر این شبکه تلویزیونی _ ماهواره ای فاکس و فاکس نیوز که از شبکه های جنجالی خبرساز محسوب می شوند و مخاطبین نسبتا زیادی در سراسر امریکا و جهان دارند متعلق به این شرکت هستند.
همچنین نیوزکورپ در انگلستان شبکه تلویزیونی اسکای (Sky) و سه روزنامه کثیرالانتشار (تایمز)، (ساندی تایمز) و (سان) را در اختیار دارد و در هند، امریکای لاتین و هنگ کنگ و استرالیا نیز چندین شبکه تلویزیونی داخلی را اداره می کند و اخیرا شبکه اسکای ایتالیا را نیز در شهر رم راه اندازی کرد.
بطور کلی نیوزکورپ به تنهایی صاحب یک چهارم از کل رسانه های شنیداری، دیداری و چاپی جهان است.

4) والت دیزنی: بزرگ ترین شرکت رسانه ای منحصرا سرگرم کننده امریکا و جهان است که از لحاظ عظمت و درآمد مالی پس از نیوزکورپ قرار می گیرد. این کمپانی که بسیاری با شنیدن نام آن بیاد کارتون های جذاب و ملودرام سینمایی و تلویزیونی می افتند، مالک شبکه تلویزیونی _ ماهوارهای سراسر امریکا (ABC) است که نقش مؤثری در انتشار اخبار و اطلاع رسانی مردم امریکا بر عهده دارد و طبق آمار سال 2000 کمیته نظارت بر رسانه های تصویری امریکا، بیش از هشتادو سه درصد مردم امریکا و کانادا اخبار و اطلاعات خود را از طریق این شبکه و بخش خبری آن، ای بی سی نیوز ، دریافت می کنند.

5) برتلزمان: از بزرگ ترین شرکت های رسانه ای که سرمایه گذاران آن امریکایی _ اروپایی هستند و حوزه نفوذ آن در اروپا بسیار قابل توجه است و سود دهی بسیاری دارد، کمپانی برتلزمان است.
احاطه و گستره نفوذ این کمپانی در خارج امریکا در مقایسه با دیگر رسانه های امریکایی به حدی است که برخی آنرا یک کمپانی غیر امریکایی قلمداد می کنند.
خواهران معروف RTL که مجموعه ای از شبکه های رادیو و تلویزیونی و استودیوهای فیلم سازی هستند، متعلق به این غول رسانه ای اروپای _ امریکایی می باشند. برتلزمان همچنین انتشارات (رندوم هاوس) را در اختیار دارد که یکی از بزرگ ترین موسسه های انتشاراتی جهان قلمداد می شود و سالانه میلیون ها جلد کتاب در سرتاسر جهان منتشر می کند.
شایان ذکر است، رقابت های شدیدی بین کمپانی برتلزمان و دیگر شرکت های امریکایی وجود دارد، اما از آنجایی که همه آنها در راستای اهداف اقتصادی و سرمایه داری امریکایی گام بر می دارند در یک پروسه کاری قرار می گیرند و تشابه کاری دارند.

6) جنرال الکتریک: از قدیمی ترین شرکت های بزرگ امریکای است که سابقه آن حتی به پیش از اختراع رادیو و تلویزیون می رسد. این شرکت مالک شبکه های NBC و CNBC است.
جنرال الکتریک در اوایل سال 2001 بخش هایی از شبکه های تلویزیونی خود را با بخش هایی از شرکت عظیم مایکروسافت ادغام کرد و نظارت و سرپرستی آنها را بر عهده گرفت و همچنین بتازگی با شرکت رسانه های (ویوندی یونیورسال)، صاحب کمپانی فیلم سازی مشهور یونیورسال به توافق رسیده است تا با بخش های بزرگی از این شرکت بزرگ فرانسوی که از سه سال پیش دچار مشکلات مالی فراوان شده است، ادغام شود. با چنین اتفاقی غول رسانه ای جدیدی هم تراز (ای او ال _ تایم وارنر) و (نیوزکورپوریشن) ایجاد می شود.

امروز به صراحت می توان گفت: تقریبا همه شبکه های تلویزیونی _ ماهواره ای و کابلی امریکا که در خارج از خاک امریکا نیز مخاطبین بسیاری دارند را یکی از شش غول رسانه ای اداره می کنند، باور کردن این موضوع مشکل است که همه اخبار و اطلاعات و برنامه های سرگرمی مردم امریکا و قشر عظیمی از مردم جهان تنها از طریق این رسانه های انحصاری تأمین می شود، اما از آنجایی که بازار تجاری امریکا و مشتریان داخلی آن نهایتا 370 میلیون نفر هستند، عجیب نیست که این غول های امپریالیسم رسانه ای بر اساس کهن الگوهای امپریالیستی، هر روز در فکر توسعه قلمرو خود در سایر نقاط جهان و به دنبال دسترسی به فن آوری های برتر برای انتقال امواج رادیویی و تلویزیونی خود باشند.
اساسا امپریالیسم رسانه ای یکی از مؤلفه های فرهنگ امریکایی یا کیش امریکایی و کالایی صادراتی است و با کنترل کمپانی های امریکایی بر رسانه های جریان اصلی، شاخصه های فرهنگ امریکایی در سراسر جهان اشاعه می یابد. هالیوود و تصویرسازی ستارگان سینمائیش در سراسر جهان "رویاهای امریکایی" را نه تنها در امریکا بلکه به همه مردم جهان تلقین می کند. الگوهای محصولات امریکایی در سراسر جهان قابل شناسایی هستند و کوکاکولا، مک دونالد و نایک را فرهنگ امریکایی به تمامی جهان صادر کرده است.
اما آنچه قابل توجه به نظر می رسد، نفوذ همه جانبه موج فراگیر امپریالیسم رسانه ای در ابعاد نژادی و ملی است. این موج در اولین خیزش خود حوزه کشورهای عربی و امریکای شمالی را را در نوردید و تولیداتی خاص این دو حوزه با یک هدف کلی در دستور کار قرار گرفته اند. فراگیری و تسلط این موج در کشورهای عربی بخوبی محسوس است؛ تا حدی که جزئی ترین شؤونات اجتماعی و فردی را تحت تأثیر و تغییر قرار داده است.
حوزه امریکای شمالی و کانادا نیز همانند دوره اول امپریالیسم که محدوده سرزمین های کشورهای همسایه را دربر می گرفت، به حوزه مستعمراتی رسانه های امریکایی بدل شده است و شهروندان کانادایی برنامه های تلویزیونی امریکایی می بینند، فیلم های امریکایی را مشاهده می کنند و به موسیقی امریکایی گوش می دهند و از مخاطبین مهم مجلات امریکایی هستند.
مبرهن است همانطور که جهانی شدن می تواند به معنای تنوع و درک فرهنگ های دیگری هم باشد، می تواند به معنای ترویج همگونی یا تسلط یک فرهنگ خاص (در قالب های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی) هم باشد و با انحصار منابع گسترده این ابررسانه ها برای کنترل رسانه های جهانی، بدیهی است که هر روز شاهد گسترش حوزه نفوذ و محدوده مستعمرات یا کلونی هایی این نوع از امپریالیسم در جهان هستیم، مستعمراتی که مرزهای آن ناپیدا و شیشه ای هستند.

بر گرفته از پایگاه اینترنتی مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

نوشته شده توسط مدیریت در  شنبه 22 بهمن 1384  و ساعت 12:02 ب.ظ

   ویرایش شده در - ساعت-

 

() نظر

 


  مطالب پیشین ..

 3 حمایت گسترده از کنفرانس بانکداری الکترونیکی [بانکداری الکترونیک]

 3 7 گام اساسی برای موفقیت برنامه‌ها در روابط عمومی

 3 زنان و توسعه ، وبلاگ و قدرت

 3 اولین کارگاه تخصصی "جنبه های الگوریتمی و اقتصادی، سیستم های شبکه ای و اینترنتی

 3 گزارش عملکرد سال ۱۳۸۴ وبلاگ

 3 مدیریت منابع انسانی

 3 کتاب های تازه: ترجمه متون یونسکو درباره جامعه اطلاعاتی

 3 واقعیت هاى ارتباطات غیركلامى

 3 فعالیتهای WSIS درسال 2006 نیز ادامه خواهد یافت

 3 سرزمین هایی با مرزهای شیشه ای (نقدی بر امپریالیسم رسانه ای)

 3 امپریالیسم فرهنگی در اینترنت

 3 وبلاگ رسانه ای كوچك حامل تحول

 3 اینترنت در ایران

 3 فناوری اطلاعـات، رویكردی نوین در اشتغال زایی

 3 روش های نامشروع روابط عمومی در جهان